ميرزا محمد حيدر دوغلات

792

تاريخ رشيدى ( فارسي )

( پايين رودخانه قراقاش اندكى بالاتر از شاهدولّا مىرسد . منزلى در كمتر از سه فرسخى سوگت بايد به معنى نقطه‌اى در گذرگاهى به همين نام بوده باشد كه در نزديك‌ترين نقطه 18000 پا ارتفاع دارد . بنا به يك يادداشت محلى ، بحبوصه ناخوشى در اين ارتفاع است و بدون ترديد سلطان سعيد خان در همين گذرگاه فوت شده است . دوازده مايلى كه وى موفق به پيمودن آن نشد او را به سطحى در حدود 6000 پا ، پايين‌تر مىبرد . ( 932 ) . سورهء الفجر : آيه 28 . ( 933 ) . سورهء البقرة : آيه 157 . ( 934 ) . 939 [ 9 ژوئيه 1533 ] . ( 935 ) . مؤلف ، ويس خان را كه پدر يونس خان بوده حذف كرده : ر . ك : ص 73 و 120 . ( 936 ) . جامع التواريخ رشيدى . ( م ) ( 937 ) . منظور قسمت اول همين تاريخ است . ( م ) ( 938 ) . 892 [ 1487 ] . ( 939 ) . در ترجمه انگليسى همه جا « تمبل » آورده است . البته اين شكل تركى « تنبل » است . در تركى معمولا حرف « ب » بعد از حرف « ن » به حرف « م » تبديل مىشود مانند « منبر » كه در تركى « ممبر » تلفظ مىگردد . ( م ) ( 940 ) . يعنى ساعت‌ها به اداى نماز شب مشغول بود . - راس ( 941 ) . اين عبارت قابل ترجمه دقيق نيست و براى معنى دادن به آن ضرورتا تا حدودى به ترجمه آزاد عبارت پرداخته شد . [ توضيح مترجم انگليسى در ترجمه عبارت « آنانى كه . . . بىخرديست . » ( م ) ] ( 942 ) . اين فصل در حدود ده سطر عمدتا با شعر آغاز مىشود كه در ارتباط با تأسف از سخت‌گيرى اجل در بريدن رشته زندگانى خان است . - راس [ توضيح مترجم انگليسى در حذف عبارت « نظم . . . قسمت ما اين كردند » ( م ) ] ( 943 ) . عينا از روى متن استنساخ شده اما كلمه « ونكيز » به صور مختلف وينكز ، ونيكز ، و غيره خوانده مىشود . كلمه « قاتله » را در هر دو مصراع شايد بتوان قانله نيز خواند . ( م ) ( 944 ) . رمد : به فتح اول و ثانى ، درد چشم ، ورمى كه در طبقه ملتحمه پديد آيد . ( فرهنگ فارسى معين ) ( م ) . ( 945 ) . اسد - مرداد ماه . ( م ) ( 946 ) . 940 . ( م ) ( 947 ) . اين تقريبا ترجمه تحت اللفظى جمله « چون خونابه ايشان آشاميد » است كه در انگليسى معنايى ندارد . - راس [ توضيح مترجم انگليسى در ترجمه عبارت « چون خونبهاى ايشان آشاميد » . مترجم جمله مذكور را اين چنين ترجمه كرده : چون خونبهاى ايشان مصرف كرد . ( م ) ] ( 948 ) . يعنى براى مردگان با عزت ، بهترين گله‌ها و رمه‌ها را قربانى مىكنند و براى آنها ختم مىگيرند و رشيد سلطان ختم پدرش را با كشتن عموى مؤلف و فرزندان او و على سيد برگزار كرده است . ( م ) ( 949 ) . در اينجا اقتباس كوتاهى از ظفرنامه كه حدودا شامل يك عبارت دوازده [ ده ( م ) ] سطرى است حذف شده ، اين عبارت ، داراى سجع كامل و مقدارى شعر است . راس [ توضيح مترجم انگليسى در حذف آن اين است . . . سمت اخلاص او بگرديد . ( م ) ] ( 950 ) . ياقوت رمانى : نوعى از ياقوت كه رنگش مشابه به رنگ دانهء انار باشد . لغت‌نامه ( م ) ( 951 ) . جزع [ ج ] : مهره يمانى كه در او سفيده و سياه باشد . ( ايضا ) ( 952 ) . مدقوق [ م ] : به تب دق مبتلا شده ، مبتلا به دق . ( ايضا ) ( 953 ) . مستسقى [ م ت ] : صاحب مرض استسقا . چون در بعضى از اقسام استسقا تشنگى بسيار باشد لهذا صاحبش را